دیشب برادر شوهرم و زنش یه سر بعد افطار اومدن خونمون
خونه زنش دوره وقتی میاد اینور چند شب میمونه
برادر شوهرم میره سرکار اونو تنها میزاره خونه تا برگرده
دیشب گفتیم بهشون که حالا فردا خانومتو صبح بیار اینجا و به خانومش من گفتم که حالا بیا پیش هم باشیم یه افطارم دور هم میخوریم (تعارف میکردیم طبیعتاً اونام هی میگفتن مزاحم نمیشم و اینا)
الان شوهرم زنک زد بهم گفت به جاریم زنگ بزنم که بیاد اینجا
و من نمیدونم زنک بزنم یا نه(نمیدونم دختره خوشش میاد بیاد اینجا یا نه)
همم نمیدونم زنک زدم چی بگم