کاربر قدیمیم برای ۷ سال قبل ولی تعلیق شدم و نشد بیام تا الان
همه دوستامو ازم گرفت
با کسی رفت و آمدی ندارم
صبح تا شب تو خونه ام، دوتا بچه دارم
با هر حرف بزنم ی چی میگه
نذاشت درسمم ادامه بدم.
۴ سال پیش نوشتم دانشگاه مجازی.حالا هر وقت ی چی میگم میگه رفتی دانشگاه هار شدی...
پدر مادرم از هم تو شرف عقد من از هم قصد جدایی داشتن که وسطای کار پدرم قبل از طلاق ایست قلبی کرد و فوت شد، تا قبل اون میگفت مادرت زیر پاش بلند شده که میگه میخوام جدا شم
عقد بودیم به زور منو میبرد خونه شون چون اون موقع ابلاغیه دادگاهها میومد دم خونه ها و برا اینکه پدرش نبینه و ازش عصبانی نشه من و میبرد اونجا که تا در میزنن من بگیرم و کسی نفهمه، آخه طلبکار و بدهکار بود از کسی....، شبا و ناهارام به خدا خانوادش یا مرغ مونده بود یا نون پنیر هندوانه اونم پدرش با اخم میشست یر سفره
۹ ماهم بود همه ی خونه رو با ی پسر ۲ ساله و ی بچه تو شکمم همه اسباب خونه رو جمع کردم که فقط به ذوق اینکه خونه بخریم