تو اینستا داشتم میچرخیدم یدونه پست دیدم مادرشوهرم لایکش کرده بود
داستان بود مادرشوهر رفته بود خونه ی پسرش بعد چون نزدیک شام رفته بودن بدون خبر ، عروسه براشون املت درست کرده بود
مادرشوهره بهش برخورده بود 😐 ادرارشو چوشونده بود به عنوان ابگوشت به عروسه داده بود 😶
مادرشوهرم زیرش کامنت گذاشته بود تاریخ کامنتش برای دو هفته پیش بود افرین خوب حقشو کف دستش گذاشتی لیاقتش همین بوده یسری از دخترا تا قبل از ازدواج هیچی نیستن بعد از اینکه با پسرامون ازدواج میکنن خودمونو ادم حساب نمیکنن �
من واقعا از این زن میترسم دیگه نمیتونم خونش چیزی بخورم
بگید چیکار کنم 🥲🥲