به خدا قسم به این شبای عزیز قسم هیچ منظور و قصدی ندارم اصلا راجب راه رفتنم فکر نمیکنم ولی بقیه همش بهم میگن با ناز و عشوه راه میری
خسته شدم انقدر حرف شنیدم😭😭😭
دلم میخواد بمیرم که انقدر دلمو میشکنن و قضاوتم میکنن
شاید موضوع مهمی نباشه ولی انقدر همه بهم گفتن تبدیل شده به بزرگ ترین مشکلم از راه رفتن میترسم میترسم دوباره قضاوتم کنن و فکر کنن دارم ادا میام فکر کنن دارم کرم میریزم 😭