ما اومدیم شمال خونه مادر شوهرم بعد این دو روز که اومدیم من سرمای شدید خوردم همش خواب بودم چون قرص میخوردم خواب آور بود دیشب خواهر شوهرم اینا هم اومدن
بعد من حالم یکم بهتر شده بود
مادر شوهرم ظرفای شامو کفی کرده بود
من رفتم گفتم بذار من آب بکشم
آب کشیدم نشستم خدا شاهده روی نوک انگشتام مثل اینکه چسب رازی چسبیده باشه تیکه تیکه اونجوری شده بود
یه انگشتمم کلا اگزما گرفته از وقتی رفتم خونه خودم
آب میخوره باد میکنه و قرمز میشه
دستام کلا به مایع حساسیت داره
خونمون اکثرا شوهرم ظرف میشوره
یا من با دستکش میشورم
در حدی که شوهرم میگه پول دستم بیاد اولین چیز باید یه ظرفشویی برا توبخرم
خلاصه ظرفا رو شستم نشستم شوهرم انگشتامو دید
به مامانش گفت مامان از این به بعد نذار ظرف بشوره خواست کمک کنه سفره جمع کنه
مادر شوهرم گفت من اصلا بهش نگفتم بشور خودش اصرار کرده اگه نه من گفتم تو سرما خوردی نمیخواد(مادر شوهرم خیلی مهربونه)
خواهر شوهرم از اون ور هی میگفت اشکال نداره که
دستکش داریم
از این به بعد با دستکش ظرفا رو بشوره😬
یا یه بارم گفت بیا برو یه دور دیگه ظرف بشور دستات خوب میشه 😏
انقد گفت
شوهرم بهش گفت دو تا خواهرا ظرفا رو بشورید دیگه
آخرشم اون ناراحت شد