خوابیده خونه یه گوشی گرفته دستش هرهر میخنده اصلا هم زن و بچه اش براش مهم نیستن
اون وقت من تو اوج جوونی موهام سفید شده و فکر اینم حقوق من و داداشم تا آخر ماه کفاف میده یا نه حتی نمیتونم بخندم
بینمون اندازه یه دنیا فرقه انگار دنیا وارونه شده تا بوده باباها فکر خرج زن و بچه اشون بودن و دخترا پا مینداختن رو پا