2777
2789

اولش که کلا دلش نمی‌خواست بچه دار بشیم.

هر وقت چیزی میشد می‌گفت کی بهت گفت باردار بشی بچه می‌خواستیم چیکار زود بود.

در صورتی که 6 سال گذشته بود همه فکر میکردن نازا هستیم.

بعد با بچه کنار اومد با جنسیتش کنار نیومد.

الان هم دخترمون رو دوست داره هم خیلی ابراز علاقه های شدید بهش داره و عاشقشه.

ی بخش زیادی از بارداریم رو تنهایی سپری کردم.

خودم تنها دکتر میرفتم دکتر میومدم خودم تنها وسیله براش می‌خریدم اون هیچی نمی‌خرید وقتی با جنسیت بچم واکنش منفی نشون داد یک هفته کامل اشک میریختم.

دلم میخواست خودم و دخترم از زندگیش بریم نباشیم بمیریم.

الانم ک آنقدر رویایی و رمانتیک شده ولی هیچ لذتی نمی‌برم چون نه ماهمه و آخر سفر بارداریمه سختی هاش رو تنهایی کشیدم.

شما چنین تجربه ای داشتین ?

تونستین همسرتون رو ببخشین


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چطور میگ بعد6سال زوده ما یکساله ازدواج کردیم شوهرم از ماه سوم ب بعد کلا میگه بچه میخام

کلا بچه نمی‌خواست عزیزم می‌گفت ک فقط دو نفره زندگی کنیم نیاز به بچه نداریم

چطور میگ بعد6سال زوده ما یکساله ازدواج کردیم شوهرم از ماه سوم ب بعد کلا میگه بچه میخام

آره همه به من میگفتن تو دروغ میگی تو مشکل داری نمی‌خوای بگی در صورتی ک واقعا همسرم اجازه نمی‌داد بچه دار بشیم همون اولم سریع باردار شدم.

ولی بعضی مردا هستن ک بچه نمی‌خوان 

می‌دونم سخت ولی بازم خدارو شکر کن که الان تغییر کرده و همراهته سعی کن ب خاطر دخترت همه چی فراموش کنی رفتارهای الان شوهرهتو مدنظر بگیری چون با خودخوری وحرص خوردن هم خودت حالت بدتر میشه وهم بر بچه ات خوب نیست

من یکی از اقوام نزدیکم سر حاملگیش خیلی حرص میخورد بچه اش هم وقتی ب دنیا اومد نسبت ب  بقیه بچه هاش ریزتر بود

من ۹ ماه بارداریمو تنها رفتم سونوگرافی آزمایش دکتر حتی تنها رفتم بیمارستان تشکیل پرونده دادم فقط شوهرم روز زایمان همراه من اومد بیمارستان یه بچه آماده راحت بی دردسر گذاشتم تو بغلش🤣 والا خودم تک و تنها بود البته سرکار میرفت نمیتونست همراه من بیاد باورت میشه حتی یه شاخه گل هم برام نخرید؟ چون که خواهرم بهش گفته بود گل نمیزارن بیاری نخر اونم نخرید بعد دوستم و  اون یکی خواهرم گل بدست اومدن 😆 ببین حالا باهات خوبه بیخیال شو با این فکرای الکی خودتو آزار نده 

همسرم سر موضوع کوچیک باهام قهر کرد بی محلی میکردانگار هورمون های اون بهم ریخته بودانقد استرس کشیدم س ...

ای وای دقیقا انگار اصلا کسی بهشون یاد نداده چطور با همسر باردار رفتار کنه

منم همیشه میگفتم انگار تو بارداری 

منم به خونریزی افتادم تو بارداریم خدا رحم کرد سقط نشد 

خدا جای فرزندت رو سبز کنه عزیزم خیلی تجربه سختی داشتی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قضیه وابستگی

رها_۳۳ | 11 ثانیه پیش

ژل لب

nafas_nr | 14 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   moeinipoor  |  12 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  12 ساعت پیش