2777
2789
عنوان

امروز

49 بازدید | 2 پست

رفته بودم بیرون بعد منتظر تاکسی بودم 

یه آقایی وایساده بود همینجوری داشت منو نگا میکرد من متوجه شدم ولی خیلی ترسیدم کلا وقتی یکی  نگام میکنه میترسم بعد یهو اومد جلو گفت خانوم میتونم یچی بگم ریدم به خودم گفتم بفرما گفت شما خیلی خیلی خوشگلی و رفتتتت بدون هیچ حرف دیگه ای

واقعا اصلا پرام ریخت ازینکه آنقدر بی قصد و قرض بود 

و بنظرم واقعا کاش همه همینطوری بودن و چشم بد روی بقیه نداشتن 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز