عذاب وجدان داره خفم میکنه....بابام خیلی آدم عصبی هست ...همیشه با آدم مثل طلبکارا حرف میزنه...به بچهام که نوجوان هستن همش توهین میکنه وطفلیا هیچی نمیگن...شوهرم خیلی مرد خوبیه زحمت کش و کاری همیشه بدشو میگه .کلی پشت سرش میشینه حرف بد میزنه پیش همه .چند بار به گوش شوهرم رسیده شوهرم میگه مگه من چیکار کردم جز احترام گذاشتن بهش....تنها بدیمون هم اینه شرایط شغلی شوهرم جوریه نمیتونیم زیاد بریم سر بزنیم...تو یه شهر نیستیم باهم...سری آخر اومده بود خونمون آیفونمون خراب بود متوجه نشدم اومده 5دقیقه پشت در معطل شد...وقتی اومد داخل کلی به من و شوهرم بی احترامی کرد جلو بچهامون ...بعدم قهر کرد و رفت .بعدم فهمیدیم نشسته جلو کلی آدم غیبتمون رو کرده .من دیگه تصمیم گرفتم نرم خونشون .حالا امروز دیدم داره در میزنه از ترس میخ شدم به زمین هر کاری کردم نتونستم در رو باز کنم...عین موش شده بودم ضربان قلبم خیلی بد میزد ...بعد هم رفت ...
تو رو خدا سرزنشم نکنید جای من نیستید ..حالم خیلی بده