۱۰ سال عاشقش بودم و اوایل نمی دونست و اواخر هم مستقیم و غیر مستقیم پسم زد ...
از درد عشقش مردم و زنده شدم ولی بلاخره بعد دو سال بی خیالش شدم.
بعد دو سه سال سر کلش پیدا شد گفت ک دوسم داره درسته عشق خاصی از چشاش نمی دیدیم ولی رفتاراش تقریبا خوب بود تو رابطه و نشون می داد خواهان ادامه رابطه هست چ احساسی چ منطقی ... ولی من دیگه مث قبل دوسش نداشتم ولی یک ماه خوردی میگذره کم کم حسم برگشت بهش و خیلی دوسش داشتم.
ولی حالا از شانسم شرایطی پیش اومده (اون اجبارم نکرده شرایط اینطوریه ) که مجبوررررم بین اون و بزرگترین هدف و علاقم (بازیگری ) یکیو انتخاب کنم ....
و نمیدونم بخاطر خودم بود یا حرف دل خودش بود بهم گفت ک هدفتو انتخاب کن ..... و منم گفتم باشه .
و همه چیز باز تموم شد ولی دل من باز تیکه پاره شده ....
از یه طرف سختمه که هدفم ک کل معنای زندگیمه بزارم کنار، از ی طرف سختمه اونم بازارم کنار ، ولی از همه بیشتر ناراحتم که اون گفت برم دنبال هدفت و من نمیتونم تشخیص بدم دلسوز من بود یا حرف دل خودش ؟
اخه ی هفته پیش همش میگفت ترکم نکنی ی وقت ...