از مامانم که تا دو سال حتا نپرسید یا زنگ نزد ببینه دخترش حالش چطوره چیکار میکنه بعد از دوسال اومدم خونش
از شوهرم که قبل ازدواج بهم دست درازی کرد و خیلی چیزهای دیگه الان زنشم عاشقشم
از خیلی آدمای اطرافم که اگه بگم زیادن دیگه
عادی دارم زندگیمو میکنم
مجبوریم دیگه ولی هیچوقت آدمایی که بهم ضربه زدن رو نمیبخشم
اما شوهرم روحمو داغون کرد قلبمو شکست قرار نیست فراموش کنم و اونروز که گریه میکردم التماس میکردم ا نم لذت میبرد تو ذهنم هک شده ولی خب دله دیگه عاشقش شدم دوسش دارم اما اون خاطره هیچوقت فراموش نمیشه تا ابد یه سنگینی روی قلبمه💔❤️🩹❤️🩹❤️🩹