سلام بچه ها قضیه ازین قراره ک از بابام پنج شش سال پیش یه تیکه زمین به منو خاهرام رسید من الان دوسه روزع پیش سهممو به خاهرم فروختم داداشم کلی بد و بیراه پشت سرم گفته ک چرا فروخته اگ اومد پیش ما، ما جمعش نمیکنیم و فلان امروز زنگ زدم مامانم ک برای پسرم میخام اش دندونی درست کنم گفت نمیام، خیلی دلم شکست کلی گریه کردم دلم میخاد دیگه هیچوقت با مامانم حرف نزنم امشب حالم خیلی خرابه بنظرتون چیکار کنم باهاش ک انقد منو نادیده میگیرن