تاره میگم خدا نخواد نمیشه
کسی بمن شک نداشت
مگر شیطان
بازم برای پیریش بار سوم ازدواج کرد
میدونستن ازش ای وی اف درمان نمیخواد
بدون اینکه بپرسم چون مثل من خل کسی پیدا نمیشد
ولی از اولی
و دومی هم من بودم که همه درمان کردن براش
سومی واسه پیری
واقعیت بود باز ننش خواست چراغ خونش روشن شه گفت برو ازدواج کن
پسارسال ادر فهمیدم
بعد ادر ۱۴۰۲ فوت
عمرش بدینا نیومد
افسرده بود پولدار
و مسافرتی
و لی زندگی کن نبود. دیگه همه میدونستن