میون این همه اخبار بد و گرونی دلار و غم مردممون و هزاران هزار بلایی که دور هممون و قرق کرده
هممون یه وقتهایی رو میخواییم مثل حال و هوای ماه رمضونای اون سالا
مثل انتظاری که دم اذان برای شروع ماه عسل میکشیدیم
که بوی حلیمهای مامان تو خونه میپیچید
چشممون به اون ساعت پایین برنامه بود که میزد چند دقیقه تا اذان مونده تا بلند شیم و سفره افطار و پهن کنیم
زولبیا و بامیههایی که میخریدیم و بچینیم توی ظرف شیشهایها و مامان میگفت بشینید تا من نیمرو رو با روغن حیوانیهای خوشمزه واستون درست کنم
ما هم همه تا گفتن اذان و ربنای استاد شجریان و شروع شدن اسماء الحسنی که تلاوت میشد:نسئلک یا من هو الله الذی...
مینشستیم و تیتراژ پایانی ماه عسل و گوش میکردیم و سریع موزیکشو دانلود میکردیم تا یه وقتی از بقیه هوادارهای ماه عسل عقب نمونیم
همه چی واسمون یه بوی خاصی داشت
درسته ما هممون تغییر کردیم
اما ماه رمضون هنوز بوی خودشو داره
شاید ماه عسلی دیگه نشون نده و اون سفره بزرگ و جمع قشنگمون جمع نباشه
ولی هنوز وقتهایی که نزدیک ماه رمضون میشیم حتی اگر وسط زمستونم باشیم هوا اون نسیمای معروف بهاریشو نشونمون میده
خنکی دم سحر و دعای سحر
حال و هوای معنوی که این ماه با خودش میاره
سحرها و صدای تلاوت قرآن که تو خونه میپیچید
آرامشش،خدایی بودنش،قشنگ بودنش و باصفا بودنش
اینا همون ماه رمضونیه که ازش گفتم
چقدر خوبه که ماه رمضونا رو داریم...