دیروز از ساعت حدود 12ظهر شروع ب جمع وجور کردن ریختو پاش هایی که ام دی اف کار کرده بود کردم تا 12شب
چند باری اومد گیر داد که چرا اول درشتارو جمع نمیکنی
بعد جارو کنی
باز سر اینکه کارتون های خودشو جمع کنه دوباره دیونه بازی در اورد
اخر شبم که حسابی خسته شده بودم از کمر درد و خستگی و مطمن شد همسایمون کلا رفتن سر اینکه سیم جارو برقی که کنار اتاقه رو جمع کرده و چرا ازش معزرت خواهی نمیکنم شروع ب داد و بیداد کردو دوباره این حرف مزخرف همیشگی که همه چیزو همون لحظه جمع نمیکنی در صورتی ک من جاروم و کارام تموم نشده بود و اون واقعا یک گوشه اتاق کنار تخت بود شروع ب دعوا کرد و بهم فحش داد و کت زد بهم گفت ج ند ،ه گفت دیگ بهت پول نمیدم الانم خرجی خونه رو میدم باید کارکنی
صورتم از دیشب زخمه
حالا ک شرایط اینجوری شده نمیدونم چیکار کنم ک باز این رو چطوری جمعش کنم از این ببعد دیگ باز قولدور بازی هاش حتما شروع شده