این آقایی که توصیفش میکنمو تجسم کنید. یه پسر 32-33 ساله بسیار بسیار منطقی باایمان اهل نماز و روزه, با اینکه خیلی مهربونه ولی با غیر خانوادش کمی سرسنگین و ظاهرا مغروره, با اینکه خیلی خوش هیکل و جذابه ولی اصلا اهل دختر بازی نیست و هیچ دختری جرات نمیکنه سمتش بره کلا مدلش مردانه ست, مدیر مدرسه هست و از صبح تا عصر که برگرده خونه یه دیقه هم گوشی دستش نمیگیره و توی کارش خیلی جدی هست, فقط روزی نهایتا دو سه ساعت در ارتباطیم اونم اکثرا غیر حضوری و با چت یا تلفنی.. چت ها و صحبتامون هم خیلی رسمی هست و فقط سوال میپرسه ازم. نهایت شوخیش اینه که بهم بگه کوچولو موچولو 😝 چندسال قبل یه نامزدی به هم خورده داشته و از اون به بعد با هیچ دختری در ارتباط نبوده و من اولین دختری ام که بعد سالها باهاش آشنا شده. آشناییمون خیلی اتفاقی توی یه جمع دوستانه بود و فعلا رسمی نشده. نظرشو در مورد خودم نمیدونم فقط بهم میگه چهرت بهم خیلی آرامش میده. چندبار هم گفته از اینکه ظریف هستم و رفتارم زنانه ست خوشش میاد. چون نامزدیش قبلا به هم خورده الان متوجهم که خیلی احتیاط میکنه و نمیخواد تصمیم اشتباهی بگیره.
حالا من چطور این پسرو جذب خودم کنم چیکار کنم عاشقم بشه؟؟ درسته اول اون پیشنهاد آشنایی داده ولی نگرانم نظرش عوض بشه. خیلی به دلم نشسته, مرد زندگیه, همه اون چیزی که از یه مرد میخوامو داره.
وقتایی که صحبت میکنیم چیا بگم بهش که کم کم بهم علاقه مند بشه؟؟ تورو خدا هر راهی به ذهنتون میرسه بگید.