سرم داره میترکه از حرص و کلافگی
من کار خونه انجام میدم خیلی بی حال و بدن درد میشم و حالم بد میشه کم خونی و تیروئید دارم برای درمانش هیچ اقدامی نکردیم چون شوهرم پول نداره از بی پولی هم افسرده شدم بنابراین فعالیت های معمولی خونه برام سخته و خیلی با تنبلی انجام میدم و اکثریت خونم شلخته هست بچه کوچیک هم دارم هرچقدر جم میکنم نیم ساعت بعدش دوباره کلی اشغال میریزن
شوهرم رفته همه مسائل خصوصی زندگیمون رو به همکار خانمش گفته مثلا گفته اره خانمم تنبله کار خونه نمیکنه و.... خانمه ۴۵ سال ایناست و بچه هم کوچیک نداره و دختر هاش بزرگن و مجرد خانمه شوهر نداره
خانمه کلی از خودش و خانه داریش تعریف کرده کلی از خودش تعریف کرده که هم سرکار کار میکنم و هم خونه🫠🫠الان شوهرم اومد برام تعریف کرد و با من دعوا بود منم ناراحت شدم گفتم این همه زحمت میکشم تلاش میکنم خونه تمیز باشه با بی پولی و بد اخلاقیت میسازم به چشمت نمیاد از بچت مراقبت میکنم و بزرگش میکنم این از زیر بوته که رشد نکرده تو که انقدر از هم کارت خوشت اومده برو بیارش برای خودت
من میرم خونه مامانم
شوهرم از خونه قهر کرد رفت
اخه چرا باید بشینه از مسایل خصوصیش به همکارش بگه😭😭😭