امروز سوار اتوبوس شدم بیام شهرمون با مادرم بودیم
اتوبوس خالی بود منم نامزدم تصادف کرده بود بیمارستان بستری شده بود
خیلی عجله داشتیم اتوبوسم ی ساعت دیگه راه میوفتاد
خلاصه پیاده شدیم اسنپ بگیریم راننده اتوبوسه تا فهمید اسنپ گرفتیم شروع کرد فوش دادن و داد بیداد جلو مردم
یخورده درگیری لفظی شد اومد جلو تو صورت مامانم دادو بیداد و فوش دادن منم زدم تخت سینش رفت عقب اومدیم دم ترمینال بقیه راننده تاکسیارو خبر کرد بازم اونام شروع کردن فوش دادن
پلاک اتوبوس رو دادم پدرم پیگیری کنه
الان عصابم خورده از ناراحتیه مامانم نمیدونمچیکار کنم