منم دقیقنننننننننن همیننننمنن وسواسی داشتممممم و دیوونه میشدم سرش حتی فکره خود کشیم میکردم
با روانپزشکی اینا مه نه
ولی با ی مشاور مذهبی یت ی روحانی حرف بزن راهنماییت میکنه
من خودم با ی روحانی حرف زدم و اون بهم گفت این فکرا ماله من نیستش و از سمته شیطانه و هیچ گناهی پای من نوشته نمیشه و راح حلش فقط بی اهمیت بودن بهشه اصلن نباید با هاش بجنگی و اهمیت بدی یا اینکه نذاری تو ذهنت بیاد بذار تو ذهنت بیاد و اصلن برات مهم نباشه چون تو گناهی نداری
من خودم اجازه میدادم تو ذهنم بیاد و برام دیگه مهم نبود و تموم شد ولی وقتایی مه اهمیت میدادم یت مقاومت میکردم دیوونه میشدم سرش