ساعت ۱۱ شب حالم بد بود رفتم با ماشین کلینیک سرم زدم چون بچه هام تنها بودن مجبور شدم ببرم با خودم شوهرم تو یه شهر دیگه کارمیکنه وما نتها هستیم .بعد موقع برگشتن یه موتوری که سه تا جوون سوارش بودن تا دیدن سرنشین خانم هست امدن اذیت کنن من اصلا نگاه نکردم پسرم ودخترم از صدای اینکه به شیشه ضربه زدن ترسیدن وجیغ زدن بعد برای اینکه بیشتر اذیت کنن امدن با پا اینه بغل ماشین شکستن و با داد زدن وخنده دور شدن پسرم خیلی ترسید همش تو خواب گریه کرد.همون موقع زنگ زدم ۱۱۰ امد پلاک نداشتن و گفتن قابل پیگیری نیست نه بی حجاب بودم نه خودم نه دخترم نه در داف هستم واقعا موندم چرا همچین کاری کردن پدرای این جور ادما چه نونی به بچه هاشون دادن که اینجور شدن