خیلی حالم خوب شد پستاش رو دیدم، ایدیش رو گم کردم
یه مغازه کوچیک گرفت انباری بیشتر البته، آنقدر وضعش بد بود. درستش کرد کم کم تمیزش کرد
وسایل گرفت گذاشت برا کارش، نقره های قدیمی رو میگیره آب میکنه برا اون که میخواد مدل جدید میسازه. مدلاش هم اکثرشون خوشگل بودن
یه جورایی بهش افتخار کردم با اینکه نمیشناسمش
کم کم برا خودش یه کار درست کرد که دوست داشت و کارش هم انصافاً خوب بود