والا بخدا خودمون موجودیم صفره شوهرم کار میکنه رییس کارخونه پول نمیده بهش ۳ ماه ۳ ماه
بعضی وقتا واقعا هیچی تو خونمون نداریم دم نمیزنم هیچی نمیگم میسازم کم و زیاد
طبقه پایینمونم پدرشوهرم اینا
سیگار میکشه خودش ک بیکار تو خونس پولی ام میاد دستش خرج دختراش میکنه ک میان خونش بعد پول سیگارشو از ما میخواد هروز هروووز محاله شوهرم بره بیرون. یا باهم بریم بیرون بش نگه برام سیگار بیار بعضی وقتا پیاماشو خوندم ب شوهرم گفته ک نوشته ۲۰۰ بزن ب کارتم فلان بزن ب کارتم
هیچی ام واسمون نکردن هیچیییی من چرا باید بدبختی و بی پولی بکشم بعد اونا از ما بکنن میدونن خودمونم نداریم گیریم ولی درک ندارن
واقعا از این زندگی نکبتی ک اومدم توش خسته شدم من تو خونه بابام هیچی کم نداشتم همینطور ک الان خواهر برادرم ندارن بهترین لباس بهترین خوراک
اومدم تو یه زندان ک آرزو یه خوراک خوبم مونده تو دلم
خانواده شوهرمم از اونور یه بدبختی دیگن واسمون
حق دارم ایا به شوهرم اعتراض کنم؟؟