2777
2789
عنوان

بابام از خونه بیرونم کرد😞

| مشاهده متن کامل بحث + 448 بازدید | 33 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بابام باز شروع کرد خونه رو نشور نگو تمیزه رعایت کنین نگو جوراب دربیارین گیر نده ب تمیزی و کثیفی مامانم گف ینی خونه بو بده کثیف باشه تو خوشحالی من گفتم مامان بس کن تموم کن نگو چیزی مامانمو قانع کردم بابا شروع کرد یه بار با لحن آروم گفتم بابا تموم کن بسه رو کرد ب من گف پاشو جم کن گمشو خونتون اومدی اینجا 

من پاشدم برم مامانم نزاشت من اصلا نتونستم خودمو کنترل کنم با لحن تند گفتم برم دیگ نمیاما گفت نیا داد نزن شر من تو کی هستی و یه فحش دادخواست بیاد منو بزنه مامانم اومد جلو من اونم پا نشد بیاد 

ن انتظار از کسی ، ن ب انتظار از کسی☺
با خوندنش هم تپش قلب گرفتم مادرو پدرم دعوا میکردن همیشه یه گوشه قائم میشدم آیه الکرسی میخوندم😓

برای ما همیشه دعوا بود همیشه هر روز ،ایندفه خیلی بالا گرفت یواشکی زنگ زدم به داداش بزرگه ،بابام فهمید 

...

گفتم بابا دلمو نشکون ب من نگو نیا اینجا گف ب جهنم دلت میشکنه نیا اینجا🥲 مامانم نزاشت بیام خودم زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم

ن انتظار از کسی ، ن ب انتظار از کسی☺

و مادر من که بابام اذان ظهر میومد خونه سفره رو زمین ناهار آماده 

و گاهی هم آب می‌آورد با لگن بابام وضو می‌گرفت و نمازشو میخوند چقدر بهم احترام میذاشتن

مادرتون سخت گیری میکنن 

بفرما جلو ته صف مال خودمه
مامانت زیادی حساسه شوهرشو فراری میده روشویی رو حق داره ولی با زبون نرم بگه جلو در پادری بزارین اونجا ...

پادری هست ولی پاشو نمیزاره میزاره زمین 

۳۰ ساله روشویی رو میگ ولی بابام قانع نشده

ن انتظار از کسی ، ن ب انتظار از کسی☺
و مادر من که بابام اذان ظهر میومد خونه سفره رو زمین ناهار آماده و گاهی هم آب می‌آورد با لگن بابام وض ...

مادر منم ناهار همیشه آماده هست همیشه سفره پهن 

ن انتظار از کسی ، ن ب انتظار از کسی☺
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز