دوستان نی نی سایتی های عزیزیه مسئله ی هست که از اوایل ازدواج یعنی ازموقعی که فهمیدم فکرمودرگیرکرده یعنی واقعا بهم فشارمیادبابت این قضیه که تو تاپیک های قبلی کاملامشهوده اگه دوست داشتین خواهشاراهنمایی کنین قضیه ازاین قراره که خانواده شوهرمن دوتاپسردارن که یکیشون که برادرهمسربندست همه جورموردلطف خانواده قرار میگیره چه مالی چه عاطفی وچه وچه برای مثال بهش یه خونه خریدن دادن به ارزش سیزده چهارده میلیارد چندطبقه براش ماشین خریدن باپول خودشون تازه علاوه براینکه اون خونه ای که براش خریدن نه تنها کرایه خونه هاشو میخوره بلکه ایناهم بهش بازم پول میدن به عنوان مثال بخوان یه عروسی برن لباساشونم اینامیخرن حتی مرغ وگوشتشونم اینامیخرن تازه بااین اوصاف بازم اززندگیشون راضی نیستن همیشه هم قربون صدقشون میرن چیزی بخورن اونانخورن ازگلوشون پایین نمیره برااوناهم میگیرن حالامحبت وعاطفه به جهنم ولی اینکه ازلحاظ مالی کلاساپورتشون میکنن خیلی نامردی حالا به نظرشمابااینجورخانواده چه بایدکردبایدبازبون خوشی که حالیشون نیست حق روگرفت یاباجنگ ودعوا که خانوادش کاملاجبهه میگیرن درباره این قضایا ولی خوب حق ماهم هست که زندگی خوبی داشته باشیم مگه شوهربنده بچشون نیست محبتی که به ماندارن هیچ ازلحاظ مالی هم هیچی به ماندادن نه خونه داریم نه سرمایه نه فلان و فلان چرابایداونازندگیشون باپول پدرشون خوب باشه هم الان حال میکنن هم آینده دارن تازه همسر بنده خیلی بی دست و پابی عرضست به جای اینکه به این بدن دادن به کسی که زرنگه دست و پاداره حالابااینامارندارم کی زرنگه کی نیست این حقی که باید بین همه فرزندان به عدالت تقسیم شه منم دوستندارم اینطورزندگی روتحمل کنم تماماظلمه اینطورزندگی کردن درضمن شوهرمم اونجوری خوبی ندارد بگم عیب ندارد تحمل کن یعنی الان واقعانمیدونم چیکارکنم حرفموبزنم هرچه شدبادابادحتی به پایان زندگی هم فک میکنم به نظرم نیستی بهترازهستی باظلم وحقارته حالانظرشماهاچیه ببخشین خیلی طولانی شد