امروز تولد شوهرمه یکم پیش اومد خونه من براش یه جشن کوچیک خودمونی گرفتم خوشحال شد ولی میفهمیدم یخورده ته دلش ناراحته انقدر ازش پرسیدم آخرش گفت هیشکی حتی بهم تبریک نگفته حس میکنم از خواهراش انتظار داشت چون شوهرم تو هیچی براشون کم نذاشته از تولد خودشون و بچه هاشون بگیر تا چیز های دیگه کلا آدم احساسی هستش از کسایی که دوسش داره انتظار داره 🥲
رفت سرکارش ولی ناراحتی رو تو چشاش دیدم
به نظرتون به خواهراش زنگ بزنم بگم بهش زنگ بزنن تبریک بگن بعدم بگم نگن که من چیزی گفتم
آخه طاقت ناراحتیشو ندارم 🥲