یه بار تماس تصویری گرفته بود لباس بیمارستان تنش بود تو بیمارستان بود حالشم خیلی بد بود بهش گفتم میام بهت سر میزنم کلی اصرار کرد که نیای دلیلشم این بودمحله ای که بیمارستان توشه جای خطرناکیه و پر از معتاد و خلافکاره.
یه هفته بیشتره که تو بیمارستانه اولاش هر روز یا اون زنگ میزد یا من زنگ میزدم ولی آخرین باری که زنگ زدم سه روز پیش بود صداش خیلی خسته بود و توان نداشت گفت الان حالم خوب نیست شب بهت زنگ میزنم ولی دیگه زنگ نزد الان سه روز گذشته من خیلی نگرانشم ولی خواهرم میگه باید بی اهمیتش کنی که سه روز بهت زنگ نزده و تو نباید خودتو مشتاق و در دسترس نشون بدی همیشه اول باید پسر زنگ بزنه و پیام بده...
الان نمیدونم چی کار کنم😔