خونشون نزدیک ماست
یه روز میان دنبال برنج یه رو روغن یه روز قند یه روز نبات یع روز رب
بعد هفته پیش به خالهه قند دادم الان اومد منم اومدم تو اتاق قائم شدم به شوهرم گفتم بگو چیزی نیست شوهرم هیچی نگف دیدم خودش پلاستیک برداشت رفت شروع کرد به پر کردن منم اودم بیرون تا منو دید گف عه وا میخاستم کارتمو بدم هر وقت رفتی بیرون برام قند بخری دیگ الان مهمون دارم اومدم ببرم
جالبه نصف وسایل خوراکی نثل قند و روغن رو عم مامانم میگیره میفرسته
وضع من شده کمیته امداد
به شوهرم بگم ؟اعتراض کنم ؟خودشون پررو هستن اگ من چیزی بگم دنیا رو خبر میکنن و آبروم رو میبرن