از اولش مشکلات خیلی زیادی بود که فک میکردم حل میشه ولی نشد
از جمله اختلاف سنی شدیدمون
و دخترای دورش( که همکارانش بودن ولی اون فقط توی همکار خلاصه نمیشدن )
یا اینکه ایشون خیلی آدم بی هدفی بود توی رابطه و انگار همچی مسخره بازی بود
و فقط جلوی دست و پای منو گرفته بود و اذیت میکرد
هر طور که شده خودمو مجبور کردم کات کنم
چون این حجم از بی هدفی و سردرگمی اذیتم میکرد
قابل توجه همه اینکه منظورم از هدف اصلا ازدواج اینا نبود
کات کردم برام خیلی سخت بود مخصوصا که من خیلی بهش وابسته شده بودم توی مدتی که توی رابطه بودیم و خیلی باهم اوکی بودیم چون اون خیلی بلد بود چطوری با دختر رفتار کنه