۴ ساله عروسمون شده هیچوقت از من دلخوری نداشته حتی خودش میگفت من همیشه تصور میکردم با خواهرشوهر مشکل داشته باشم اما اشتباه فکر میکردم
حتی اگر زمانی ازش ناراحت میشدم زود از دلم در میومد حتی به روشم نمیاوردم
تا اینکه هفته پیش سر یه موضوعاتی بحث یکم بالا گرفت من و مامانم همش ساکت بودیم من یه کلام حرف هم نزدم
بابام خیلی متین و موقر جواب میداد اما زنداداشم با تُن صدای خیلی بلند با پدر مادرم صحبت میکرد منم هی جلو خودمو میگرفتم که چیزی نگم که نکنه ناراحتی پیش بیاد
آخر کار که خداحافظی کردن زنداداشم زودتر درو باز کرد از پله ها رفت پایین دم در ورودی آپارتمان ایستاد منم داداشمو کشیدم کنار گفتم به احترام تو چیزی نگفتم به زنت که انقدر با پدرم بد حرف زد
من یواش گفتم به داداشم
اما حس میکنم فهمیده چون همش باهام سر و سنگین شده😐
تو دلم گفتم گل بگیرم ببرم براش
ازونطرفم میگم اون به بابام با صدای بلند بی احترامی کرد
ازونطرف من کسی باهام قهر کنه دلم میگیره و ناراحت میشم چکار کنم؟