خواب دیدم توی کلاس کارشناسی ارشد دارم برای استادم و دوستام که خیلی دوسشون دارم یک اتفاقی را تعریف میکنم با هیجان زیاد و خوشحالی و همونطور که دارم تعریف میکنم صحنه های اتفاق هم جلوی چشمم بود.
بین دو تا کوه بلند و سرسبز مثل کوههای شمال یک رود پر آب خروشان میدیدم که یک پل باریک روش زده بودن. من تو خواب میگفتم خیلی ترسناک بود بچه ها و فقط یک نفر یک نفر میتونستیم از روی پل رد بشیم ولی من داشتم رد میشدم که وسط پل دست خدا را دیدم. (تو خواب منظورم این بود که خدا بهم کمک کرد)
و تا گفتم دست خدا را دیدم از خواب بلند شدم
کسی میتونه بگه تعبیرش چی میتونه باشه؟