لطفا و خواهشا اونایی که تجربه دارن راهنمایی کنن
مادر شوهرم باهام مثل هووش رفتار میکنه
دوست داره همیشه صندلی جلو بشینه،اخه منم تازه عروسم دوس دارم کنار شوهرم باشم ولی خب قهر میکنه تا ته مسیر حرف نمیزنه و وقتی برسیم خونه به شوهرم پیام میده انشاالله یه روزی با پسرم برم فلان جا و جلو بشینم ،انشاللله دوتایی مسافرت بریم،انشاالله مادرتو زیارت ببری،نه یه بار نه دوبار هرردفعه پیامش میده
هر روز استوری عشق مادر و فرزند میزاره،کلیپ اولین عشق پسر مادرش هست براش میفرسته
زندگیمون خیلی خوبه با هم مشکلی نداریم ولی واقعااا از حساادتش دارم اذیت میشم
دلش میخواد شوهرم هررر روز تنهایی بره خونشون،هفته ای یه بار میریم،گلگی میکنه و پیام شوهرم میده نمیدونستم ازدواج کنی مادرت رو فراموش میکنی
تو جمع که نشستیم یهو میگه کاش واسه بچم زن نگرفته بودم کاش گذاشته بودم سی سالش شده بود زن میگرفتم
یا میگه قبلا پسرم از فلانی خوشش میومده درصورتی که من مطمئنم و از شوهرمم که پرسیدم قسم میخوره الکی میگه مادرش
تو رو قران راهنماییم کنید،سنی ندارم ، نمیخوام از همین اول راهی سوارم بشه بخدا ارامش ندارم هی یاد کار و رفتارش میوفتم حرص میخورم