گفت دوشنبه بریم خرید کنیم منم گفتم نمیرم بعد یکم جر و بحث کردیم من خیانتشو زدم تو سرش
گفت من بمیرم تو خوشحال میشی منم گفتم بخاطر اینکه مردی خوشحال نمیشم بخاطر اینکه میتونم برم دنبال زندگیم خوشحال میشم بعد گفت باشه سه شنبه بجای روزمرد میای سرقبرم
منم گفتم وصیعت نامه بنویس بگو دوس دخترم ولم کرد و.. از من اسمی نبر تو دردسر نیفتم بعد گفت خدافظ منم گفتم منم بخشیدمت نگران اون دنیاتم نباش راحت برو
نگین تقصیر منه حقشه وقتی خیانت میکنه باشه خیانت بکنه منو طلاق بده بعد بره دنبال هرزه هاش عوضی
منم سه شنبه بخاطر باباش میرم چون روز پدره ک ناراحت نشن
بنظرتون کاربدی کردم؟