2789

تاپیک های خیلی قدیمیم مشکلاتم با پدرم هست

از آزار و اذیت هاش گرفته تا فحش هایی که بهم میداد 

از اینکه شب و روز شده بود آینه دق من 

نمی‌خواست یلحظه منو ببینه

شده بود پرستش کننده برادرزاده هاش و دائم اونا رو تو سر من میزد 

باعث کلی بیماری عصبیم شد و می‌گفت هیچ مرگیت نیست

از اینکه بابت دختر بودنم تخقیرم میکرد دائم

من تا خودکشیم رفتم با حرفاش و کاراش

ولی الان چند ماهه از اون خونه رفتم 

دیگه نیستم که با حرفاش آزارم بده اذیتم کنه 

اومدم یه شهر دیگه که اینجام خونه داریم دانشجو ام

دیگه تنهای تنهان و من نیستم که عقده های خونه رو سرش خالی شه 

اینمدت هیچوقت من بهش زنگ نزدم و بابام خودش میزد 

حتی پولی هم میخواستم به مامانم میگفتم در این حد 

آخرین بار دو سه روز پیش با تلفن مامانم باهاش حرف زدم  

امروزم مامانم پیشم بود زنگ زد بعد گفت پریا هست حالشو بپرسم مامانم به من اشاره داد گفت چی بگم گفتم نه ولش کن

و مامانم گفت داره درس میخونه بابامم گفت باشه پس مزاحمش نمیشم 

بعد دلم گرفت گریه کردم هم برای خودم هم برای اون که با من جوری تا کرد که هنوزم دلم صاف نمیشه 

و دیگه پشیمونیش سودی هم به حالم نداره

جوونی و سلامتی من برنمی‌گرده...

به مامانم گفتم چرا کاراشو مامان هنوزم یادم نمیره ؟

چرا یبار اینهمه من رفتم دکتر نگفت چه مرگته چرا برعکس اذیتم میکرد از قصد حتی نمیذاشت بخوابم 

گفتم هنوزم صدا دعواهاش تو گوشمه تن صدای کسی بالا می‌ره تنم می‌لرزه 

مامانم سکوت کرد گفت حق داری...

چندروز پیش مراقب امتحان دانشگاه که همسن بابام بود  بی دلیل و ناحق سرم داد کشید، خیلی بد برخورد کرد ... اون لحظه حس کردم بابام جلومه بغض کردم و بازم نتونستم از حقم دفاع کنم ، درصورتیکه می‌تونستم همون لحظه آبروی طرف رو ببرم 

شدم پر از تروما 

امشب هم دلم برای خودم سوخت هم بابام....کاش میشد ببخشمش کاش همه چی درست میشد 

رویا؟ نه ، آرزو؟ نه ، پس چی؟ فعلا فقط آرامش می‌خوام 

عزیزم 😔

تیکر بارداری نیست...تیکر ذهنی عروسیمه💍❤...انشالله خدا به همه پدر و مادر خوب،برادر و خواهر خوب و همسر خوب،جهیزیه خوب،زندگی ایده آل و مهم تر از همه سلامتی بده...برای منم با دل های مهربونتون دعا کنید صاحب زندگی خوبی بشم...ممنون🤗😍۹۹/۹/۹بهترین اتفاق زندگیم می افته من مودووونم👻👻👻

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من همین مسئله  رو با مادرم دارم😭😭😭🖤

هم به حال اون گریه میکنم هم خودم

یــه عدد نامــزد دارم کــــه تمــام وجودمـــه🥺❤️‍🩹ـ.) اونیه که هر وقت میبینمش میگم خدایا شکرت که دارمش🫂🥲                                                          اونیه که هر لحظه دلتنگشم  ، گاه و بی گاه🖇🦋💍

عزیزم حتما برو پیش تراپیست و درمان کن روح روان زخمیت رو 

بعدش میتونی به بخشیدن پدرت فکر کنی 

اولویت خودتی الان و تا خوب نشدی ازدواج نکن چون این تروما تو زندگیت اثر بدی می‌ذاره نمیتونی از حقت دفاع کنی به خوبی

فقط مراقب دانشگاه  رو یکی رو میگفتی بزنه تو دهنش 😐 اون چیکارس عقده ای داد بزنه😐

اگه امضامو میخونی .‌‌‌‌‌‌برا سلامتی پدرمادرم و حاجت دلم یه صلوات  بفرستی ممنون میشم و امام زمانم (عج).  🌸 

منم دم به دقیقه با مامانم بحثم میشه درحالیکه خیلی همدیگرو دوست داریم ولی حرفمون به دل هم نمیشینه وقتایی یه چی میگم ناراحت میشه تا چند روز حال خودمم هم خرابه و ناراحت میشم  عذاب وجدان روحمو میخوره میگم اونکه گناهی نداره اونم اولین تجربش از زندگیه و انسان ها هیچ کدوم کامل نیستن ولی دست خودم نیست سر کنکور و غیره خیلی عصبی و زودجوش شدم🥲

امضا 🫆 نمیزنم میترسم جعلش کنن😝 تو دنیای مستطیل ها من یه مربعم که هیچکس متوجه عرض بنده نمیشه😃 زندگی خودش سخت هست سختترش نکن😉 🌱

فقط مراقب دانشگاه رو یکی رو میگفتی بزنه تو دهنش 😐 اون چیکارس عقده ای داد بزنه😐

انقدر خردم کرد تو جمع 

فقط چون از استادم یه سوال پرسیدم موقع دادن برگم

جلو همه بلند گفت تو تقلب کاری 

اومد تو دهنم داد زد بلند میخواست برگمو پاره کنه می‌گفت صورت جلسه میکنم

حالا همه می‌پرسیدن سوال از استاد 

زورش به من رسید 

خود استادم هاج و واج موند از رفتار این مرده آروم بهم گفت می‌دونم اهل تقلب نیستی برو بده برگتو تا بدتر حرف نزده جلو جمع 

بغض کردم فقط دادم و رفتم ولی وسط جمع سکه دو‌پولم کرد 

رویا؟ نه ، آرزو؟ نه ، پس چی؟ فعلا فقط آرامش می‌خوام 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792