دخترم کیف آرایشم که تو کشوی کمده رو برداشته بود باباشم پیشش بود دخترم به باباش اصرار کرد که زیپ کیلو براش باز کنه منم گفتم باز نکن
بعد چند دقیقه دیدم دخترم جیغ میزنه و شوهرم میگه دستمال بیار رفتم دیدم بچم دستاش پراز خونه پاهاش هم خونی شده بود واااای قلبم گرفت بخدا بدتر از بچه گریه کردم و با لباس خونه بچه رو برداشتیم با ماشین رفتیم بیرون تو خیابونا بودیم که خونش بند اومد دیگه تمیز کردم با دستمال دیدم عمق زخم زیاد نیس اما دکتر میبردیم بخیه میزدن و منم دلشو نداشتم بچم تازه آروم گرفته بود با بخیه باز اذیت میشد دیگه باند و گاز و سرم شستشو گرفتیم با دکتر داروخونه هم مشورت کردیم و اومدیم خونه پانسمان کردیم
بچم 20ماهشه دفعه اولشه که زخم جدی شده بدنش
حالا هعی شوهرم میگه چرا تیغ تو کیفته میبینن از بچه بیشتر گریه میکنم و عذاب وجدان هم دارم ولی هعی میگه که اشتباه خودش رو بپوشونه انگار نه انگار که زیپ کیفو اون باز کرده که بچه غر نزنه و مزاحم گوشی بازیش نشه