نگید افسرده ای یا ویتامین بدنت کمه
کم خونی دارم،داروی افسردگی هم میخورم . نمیدونم چرا حوصله هیچ کاری رو ندارم.تنها کار مفیدم سرکار رفتنه که اونم اگه شوهرم بیدار نکنه صبحا دیر میرسم.کلا دوست دارم فقط لش کنم و بخوابم مخصوصا زمستونا از سرما دلم نمیخواد از زیر پتو بیام بیرون.
وزنم به طرز عجیبی داره میره بالا و حالم از خودم به هم میخوره
اصلا به خودم نمیرسم انگار دست و پامو بستن که تکون نخورم.برام عجیب و غریبه که مثلا یکی هزار تا کار خونه انجام میده یا بیرون میره گردش و .. من فقط میگم کاش همیشه بخوابم.صدبار برنامه ریزی کردم ولی انجام ندادم فایده نداره