امروز با دوستم رفتيم ارايشگاه و موهامونو كوتاه كرديم، هر دوتامون موها خَيلي بلند شده بودً تا كمر اون زد به سرش پسرونه زد ولي من خَيلي كوتاه نكردم، تا پامونو گذاشتيم بيرون خالش زنگ زد برات خواستگار پيدا شده جوري عكسام مادرش ديده عاشق موهاي بلندت شده گفته پسر من موي بلند دوستً داره خَيلي 😬😬😬جوري هم كه گفت شرايط پسره خَيلي خَيلي خوب بودًه يعني خواستم بگم بد شأنس تر از من هم بودًه تَو اين دنيا خبر نداشتيم، فقط فوشاش مونده واسه من 😬😬
غروبا که میشه روشن چراغا😃 میان از مدرسه خونه کلاغا یاد حرفای اون روزت میفتم که تا گفتی به جون دل شنفتم عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگ عاقل بودم من یادت میاد به من گفتی چیکار کن گفتی از مدرسه اون روز فرار کن فرار کردم من اون روز زنگ آخر نرفتم مدرسه تا سال دیگر عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من
برای برنگیختن حسادت اسب سوار خر نشو همین دیگه گفتم سوار هر خری نشین یه عده انگار دوراز جون ادم نیستن مثله ادم باهاشون حرف میزنی گاز میگیرن 😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕متاسفانه بعضیارو نمیشه قانع کرد، باید به نفهمیشون احترام گذاشت به بعضی ها باید گفت کورمون نکنی با اون روشن فکریت چلچراغ