من خودمم شاغلم و واقعا با این تورم حس میکنم دارم درجا میزنمو خانم های خانه داری هستن کم که هیچ بیشتر از ماهم دارن ارامش و نشاط دارن و تو زندگیشون موفق تر هستن
من خوم تایم کاری طولانی دارم از هشت تا 5 که میشه از 7 پامیشم تا برسم 6 میشه!
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
نظرم اینه که هرکس یه انتخاب و یه شرایطی داره که بسته به اون شاغل یا خانه دار میشه
هیچ کدوم پزی به اون یکی ندارن
خودم تو شرایط الانم ترجیحم خانه داریه
درحالی که قبلا پاره وقت شاغل بودم
تامام
برای بار دوم عرض میکنم : اگه از پرپر شدن هموطن بی گناهت خوشحالی یا به لقمه ت شک کن با به نطفه ات🤢 میرن شمال آشغال میریزن میرن هرمز خاک میدزدن به سگای ولگرد غذا میدن میخوان سگارو جمع کنن فحش میدن تو پارک بچه ها سگ میچرخونن تو ساحل که بچه نشسته هر عمل شنیعی انجام میدن هرکی بهشون نقد کنه پاچه میگیرن سر قبر فردوسی به هزاران هموطن توهین میکنن بناهای تاریخی رو تخریب میکنن میله های حفاظ بنای حافظیه رو هنگام خروج میشکنن و شعارشونم گفتار نیک پندار نیک کردار نیک ، کوروش بزنه به کمرتون خدایگان تناقض. گفتند دنیا، دنیای مذاکره است نه موشک.... ما زبان دنیا را بلدیم اما سردار ما را با موشک زدند ...
من حتی تایم بیرون بودنم از شماهم بیشتره تقریبا 4.5 پا میشم که شش و نیم برسم برگشتمم اگه برم دانشگاه میشه ساعت هشت برم سرکار میشه شش تقریبا
ولی واقعا اوکیم
شوهرمم با من بیدار میشه ولی ساعت شش خونست
وقتی شوهرم خونه خونه چیکار کنم؟ الان که مجازی شده دانشگاه نمیرم همش میگم چقدر بیکاری سخته واقعا صبح تا غروبتو همینجور بگذرونی باز اونجا چهارتادوست و همکار میبینی
ببین من خودم شاغل نیستم از طرفی هم دلم پول میخاد از طرفی خودمو میشناسم نمیتونم هم خونه رو مدیریت کنم هم بیرون پس ترجیح دادم کنار بچه هام باشم باید دید روحیت چطوره دیگه
واقعا زندگی دیگران کار کردن یا نکردنشون هیچ اهمیتی برام نداره هر کی طبق شرایط زندگی خودش زندگی میکنه پس قابل مقایسه کردن نیستن با هم حتی قابل نظر دادن هم نیستن فقط از این ناراحت میشم که یک سری احمق خودشونو برتر میدونن توهین میکنن به هم دیگه
ولی خب بازم به شرایژ یه نفر و حتی اخلاق و رفتارش هم بستگی داره یسری افراد دوست ندارن تو اجتماع باشن مثل مامان من که میگه اروم ترین جا براش خونشه ولی من دوست دارم وسط اجتماع باشم
از طرفی این که حقوق دارم و دستم تو جیب خودمه هم خیلییی بهم اعتماد به نفس میده
بجز پول و درآمد و استقلال مالی، جایگاه اجتماعی و نوع جهان بینی که الان دارم و ناشی از شغل و تحصیلاتم بوده برام واقعا مهمه و حاضر نیستم بخاطر کمی راحتی بیشتر از دستش بدم
شغلم رو هم با تمام چالش هاش دوست دارم
همسرم هم همراه و همدل هستن و کیفیت زندگیم رو بالاتر از کیفیت زندگی یه خانم خانه دار نبینم قطعا پایین تر نمی بینم ( سطح رضایت و توقعات رو باید برای این مساله حتما در نظر گرفت ممکنه اونچه که من ازش راضی هستم یکی دیگه اصلا راضی نباشه )