به معناى واقعی خسته م
از زندگی یکنواخت و بی انگیزه م خسته م
از بچه ی مدرسه ای که اسیر درس و تکالیفش شدم از نق زدنا و بدرفتاریاش
از بچه دوساله وحشتناک شلوغ که یکسره و مدام در حال بریز و بپاشه مدااااام داره خرابکاری میکنه
از کار خونه که هرروز غذا بپز و بریزو بپاش و هر ساعت جمع کردن خونه
نه استراحتی دارم نه تفریحی نه کتابی نه فیلمی حتی میبینم
اینم وضع مملکت گرونی و تعطیلی و بی برقی