دیشب یه سر به مادرم زدیم خواهرم با پسر کوچیکش اونجا بود که خیلی ما را دوست داره داشتیم میرفتیم خونه پدرشوهرم همسرم گفت پسر خواهرتم ببریم و بیاریمش رفتیم اونجا شام خوردبم بعد شام همسرن جایی میرفت بهش گفته بچه را هم ببر که اصلا گوش نداد و حواسش به خودش بود
دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
اونها برگشتن یهو دخترم صدا زد که فرحان داره بالا میاره دیدم دهنشو گرفته سریع بلندش کردم ببرش بیرون دیدم فایده نداره و داشت بالا می اورد تا بیرون نمیرسید رفتم سمت ظرفشویی ولی رو موکت اشپزخونه بالا اورد ....
دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏
خیلی هم نبو و پدرشوهرم گفت پاکش کنید ولی من دوست نداشتم گفتم نه باید موکت را بشوریم جمع کردم به همسرم گفتم ببر بیرون تو حیلط،بشوریمش گفت بیرون نمیشه باید ببریم فلان حا بشوریم
دعا کنید درتاریخ ۰۱/۰۱/۰۱ ۱۴ برای من معجزه اتفاق بیفته ......❤❤🙏🙏