2777
2789
عنوان

تجربه ی من ازآی وی اف

160 بازدید | 18 پست

سلام دوستان من سیزده ساله ازدواج کردم دوسال اول بچه نمیخاستم وجلوگیری داشتم ولی بعدازدوسال اقدام کردم برای بارداری ونشدپس رفتم دکتروبعدازحدودچهارسال بااولین بار آی یوآی باردارشدم وصاحب یه دخترناز وقتی دخترم پنج سالش شدهی شوهرم ودخترم اصرارداشتن که بچه دوم بیاریم اینم بگم که بعدازدخترم من اصلاجلوگیری نداشتم وباردارهم نشدم پس دوباره به دکترمراجعه کردم وبعدازکلی آزمایش وسونووپیگیری گفتن هم خودت تنبلی تخمدان داری وشوهرم هم که قبلامشکل نداشت هم حالاکم تحرکی زیاداسپرم داشت  وتوصیه ی دکتراین بودکه وقتتوهدرنده ومستقیم بیابرای آی وی آف  وباشوهرم تصمیم گرفتیم حالاکه میخایم هزینه کنیم پس تعیین جنسیت هم انجام بدیم پس شروع به مصرف داروکردم وهرچندروزیباردکترسونوداخلی انجام میداد تاببینه داروهاچقدراثرداره 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ولی متاسفانه داروهازیادتاثیرنداشتن وفولیکولهابالغ نمیشدن پس دوزآمپولهاچندبرابرشدوبعدازچهارماه علاوه بردارو ژل رویال هم خودم وهمسرم هم استفاده کردیم ورفتم برای تخمک کشی وبخاطرحجم زیاد داروهابیست ویکی تخمک گرفتن موقع تخمک کشی کارخاصی نکردم فقط داروهامواستفاده کردم وژل رویال رو قبل ازبیهوشی فقط به خداتوکل کردم واسترس نداشتم بهم گفتن بخاطرتعدادزیادتخمک هاممکنه شکمم اب بیاره وبعدازعمل زیرشکمم دردداشتم ونمیتونستم زیادراه برم پس رفتم خونه ودوسه روزاستراحت کردم وتاتونستم دوغ وکشک شورخوردم که خداروشکرشکمم اب نیاورد ودردوخونریزی هم نداشتم

ماه دوم که رفتم وسونوشدم دکترگفتن عفونت داری یه هیستروسکوپی انجام بده ببینم وضعیت رحم چطوره وبعدازپریود رفتم بیمارستان هیستروسکوپی روانجام دادم وعصرهم مرخص شدم ودکاررحم راخراش دادبرای انتقال داروهای انتقال شروع شدودقیقادوسه روزقبل ازانتقال دکترکنسل کردوگفت دوباره عفونت شدیدپیداکردی 

شایدباورتون نشه ولی انتقال من یکسال عقب افتادهرماه من دارومیگرفتم آمپول هارومیزدم نزدیکی اصلانداشتیم خیلی کم اونم محافظت شده خیلی رعایت میکردم ولی این بدن لعنتی آماده نمیشد دکترمن مطبش شهرخودم بودولی کلینیکی که میرفتم یه شهردیگه بودآزادبودوهیچ بیمه ای قبول نمیکردن وهزینه هابشدت بالابودوحرف دکتراین بودوقتی برات انتقال میدم که بدونم نوددرصدبدنت آماده است وحتمامیگیره والکی نبایدانتقال بدی اینم بگم دکترم بشدت متبحربودتجربه ی خیلی بالایی داشت ومن کاملابهش اعتمادداشتم 

بلاخره بعدازیکسال ومصرف مدام داروهای مختلف بالخره دکترگفتن عفونت کاملاازبین رفته ورحمت خیلی شرایطش عالیه پس ایندفعه خیلی مواظب باش که دوباره عفونت نگیری وحتمامیری برای انتقال نمیدونم چرامن ادم خیلی استرسی هستم ولی اون ماه زیاداسترس نداشتم ومدام باخودم میگفتم من تلاشمومیکنم بقیش دست خداست وتسلیم خاسته اشم

خیلی تواینستاتونی نی سایت توسایت های مختلف میگشتم ببینم بایدچیکارکنم وچی بخورم ونتیجه این شد که ازدوسه روزقبل ازانتقال لوبیاسبزبدون هویج خریدم واستفاده کردم شیرسویا خریدم که بنظرم خودم ازهمه بهتربودصبح هاناشتامیخوردم یه لیوان نشاسته خریده بودم اونم تواب حل میکردم اول صبح هامیخوردم غذاهایی که ویتامین سی دارن نبایداستفاده بشه ازجمله هویج وانبه وهرغذایی که میخایداستفاده کنیدبزنیدتواینترنت وچک بکنید  شب قبل ازانتقال هم خواهرم برام کله پاچه درست کردوآوردیبارشب خوردم صبح زودم که میخاستم برم یباردیگه خوردم ولی بنظرمن بهترین چیزی که حتمامیتونیدقبل ازانتقال بخوریدنشاسته وشیرسویاهست که واقعامحیط رحم روچسبنده میکنه  وباعث موفقیت انتقال میشه 

انتقال بیهوشی نداره دردی هم نداره پس استرس نداشته باشیدخودتون روریلکس کنیدومنقبض نکنیدبدنتونو من به خواست خودم دوتاجنین انتقال دادم بعدازانتقال نیم ساعت درازکشیدم وبعدم شوهرم باویلچرمنوتاپیش ماشین اورد چون راهم دوربود باخودم بالشت وپتوبرده بودم پشت ماشین درازکشیدم وراه افتادیم توراه چندتادست اندازوشوهرم نگرفت وقشنگ پریدم توهواوهی به شوهرم غرمیزدم که من میدونم بااین رانندگی تونمیگیره وشوهرمم کلی بهم میخندیدومیگفت الکی خودتونترسون

توخونه هم سه روزاستراحت مطلق بودم وجزدستشویی بلندنمیشدم دخترم خیلی بهانه میگرفت ومیخاست که کارهاشوانجام بدم یاباهاش بازی کنم پس ازمامانم خواهش کردم بیادخونمون ودوسه روزمامانم پیشمون بودومنم درازکش بودم دوسه وعده هم خورشت لوبیاسبزبرام درست کردوفقط ازدستشویی فرنگی استفاده کردم که دکترم تاکیدکرده بود ازدستشویی معمولی استفاده نکنم بعدازسه روزهم به توصیه ی دکترم روال عادی زندگی فقط پله وپیاده روی طولانی ممنوع شده بود

بعدازیازده روزتست زدم اولین تست منفی شدوکلی حالم گرفته شدخیلی ناراحت شدم وشوهرم کلی بهم دلداری میداداشکال نداره دوباره تلاش میکنیم امااونم ناراحت بودوفقط بخاطر روحیه ی من این حرفارومیزدوازطرفی هم میدونستم بخاطرهزینه های زیادش شایدبه این زودی دیگه نتونم دوباره برم برای انتقال چون اون روزهاازنظرمادی شرایط خوبی نداشتیم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز