انگار وسط یه بیابونم، نمیدونم باید چکار کنم کجا برم، همه چیز انگار داره برام تو خیال اتفاق میفته و واقعی نیست...میگن هر کسی واسه یه هدفی بدنیا اومده، من اصلا نمیدونم رسالتم چیه، بدنیا اومدم چکار کنم؟!...همیشه کسلم، انگار هیچی واقعی نیست حتی وقتی به گذشته فکر میکنم گاهی یادم نمیاد اون اتفاق واقعی بوده یا تو ذهنم بهش فکر کردم، میدونم بخشیش واسه مه مغزیه....
کسی مثل من بوده تا حالا؟ اگه میدونید راهنمایم کنید لطفا. چطور رسالتمو پیدا کنم؟ چطور پرانرژی بشم؟ تقریبا از،وقتی ازدواج کردم اینجوری شدم انگار.