به همه چیز کار داره یه روز بیام پیشش اینقدرررر اذیتممیکنه و انتقاد گر و سرزنش گر
به همه چیز مون دخالت میکنه
امروز گقت خودت برای غذا ماهی سرخ کن
یه دونه کوچیکش سوخت بقیش خوب بود
سر اون یه دونه یه جنجالی به پا کرد هر چی از دهنش در اومد گفت
غذای خانم اماده میکنم میام پیشش
گاهی زنگ میزنه پاشو بیا خونمون برام جازو بزن کمرم اذیت نشه
بخدا همه جارو برقی هاشو من میرم میزنم
خونشون بزرگم هست همه اتاق هارو هم میگه بزن
گاهی خسته میشم یه اشپز خونه میمونه
میگه اههههه اصل کاری اینه نزدی!!!
خیلی ایراد گیر
امروز یه جنجال حسابی باهاش کردم که خیلی شخصیت سمی داری ادم هارو از خودت میرنجونی!!!!
این همه یکی گوش به فرمانته فراریش نده از خودت
با بقیه هم دیدم گاهی اینجوری ها ولی با من بیشتر
کلا اخلاقش.
هر چی بابام صبور و خوب این دخالت کار و حق به جانب
خواهشا بگید باید چی کار کنم؟
چند بار تصمیم گرقتم باهاش قطع رابطه کنم برم دیگه خونش نیام
یا خیلییییی کم بیام
یا میام حرف نزنم
یه سری هم به پدرم گفتم توروخدا بگو اینقدر رفتارای بد نشون نده
بگید چه باید کرد با این جور مادر ها؟