2777
2789

جنس موافق منطورمه 

یعنی چطور میرین جلو ؟ در مکالمه اول که طرفو نمی‌شناسی و نمیدونی مورد علاقه هاش چیه وجه مشترک مکالمه چیه که ادامه میدین؟

چی میگین ؟

احساس میکنم دوست پیدا کردن تو بزرگسالی خیلی سختههه

اونا میان جلو من هیچوقت نمیرم متاسفانه اصلا بلد نیستم مکالمه شکل بدم

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||

نیاز دارم چند تا دوست درست و حسابی داشته باشم

چون کمال همنشین رو من خیییلی تاثیر داره 

یادش بخیر ۸ سال پیش یه دوست فوق العاده خوب داشتم اخلاقم و شخصیتم با اون بهتر شد خیلی چیزا نمیدونستم اون یادم داد در کل خیلی دختر زبر و زرنگی بود

حیف گذر زمان و تغییر مکان مارو از هم جدا مرد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اونا میان جلو من هیچوقت نمیرم متاسفانه اصلا بلد نیستم مکالمه شکل بدم

این که بده !

تو این دور و زمونه ارتباطات همه زندگیو میسازه 

یه دوست خانوادگی داریم زن و مرده کلی آشنا و دوست دارن اینقدر خوب ارتباط گرفتن با بقیه 

فردا اراده کنه از سر کوچه تا اون ور شهر تا زانو براش خم میشن و حاضرن براش هر کاری کنن

این که بده !تو این دور و زمونه ارتباطات همه زندگیو میسازه یه دوست خانوادگی داریم زن و مرده کلی آشنا ...

بدنیست افتضاحه 

ب شدت تو روابطم مشکل دارم

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)||

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دعوتی

se9999ta | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز