مآل یک مشت بچه چهارده ساله است هم توقع را از رابطه زیاد میکنه هم یک دید و شناخت خیلی دور از واقعیت از رابطه و مردا میده و توقع ها و انتظارات عجیب و غریب برای خانوم ها به وجود میاره
چون سریع تایپ میکنم غلط املایی زیاد دارم شما ببخشید به بزرگیتون این سن ثبت شده هم سن واقعیم نیست صرفا برای نی نی سایت زدم
آره ولی از اون عاشقانه های لوس نیس لبای قلوه ایو چشای رنگیو این چیزا رو نداره😂خیلی خوبن درکل اگه نخ ...
عهه خداروشکر منو فهمیدی چندتا رمان ایرانی خوندم همش احساس میکردم یک کتاب رو دارم چندبار میخونم اینقد که شبیه بودن یک پسری از آمریکا میاد پولدار خوشتیپ
دختره چشای آبی داره وای 🤣
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عهه خداروشکر منو فهمیدی چندتا رمان ایرانی خوندم همش احساس میکردم یک کتاب رو دارم چندبار میخونم اینق ...
ن واقعا پیشنهاد میکنم بخونی خوشت میاد متفاوته
فقط 3 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
می گفت : همه چی رو نگو...هر چی بگی ،بیرون میاد میره تو هوا تا یه روزی یه جا سبز شه! چیزی که نمی دونی رو نگو چیزی که نمی خوای بشه رو نگو...چیزی که خوش نیست رو نگو...چیزی که میشه بدبختی کسی رو نگو... حرف های خوب بزن، بذار بیان یه جا بشینن سبز بشن💚
می گفت : همه چی رو نگو...هر چی بگی ،بیرون میاد میره تو هوا تا یه روزی یه جا سبز شه! چیزی که نمی دونی رو نگو چیزی که نمی خوای بشه رو نگو...چیزی که خوش نیست رو نگو...چیزی که میشه بدبختی کسی رو نگو... حرف های خوب بزن، بذار بیان یه جا بشینن سبز بشن💚
مآل یک مشت بچه چهارده ساله است هم توقع را از رابطه زیاد میکنه هم یک دید و شناخت خیلی دور از واقعیت ا ...
اصلا توی واقعیت چنین چیزایی وجود نداره . زندگی واقعی خیلی بی احساس تر و خشک تر از این حرفاست . نمیگیم رمان میخونیم که خیلی واقعی باشه ، مثل زندگی خودمون ، ولی رمان باید هم باورپذیر باشه هم جذاب ، که اون دیگه به دست قلم نویسنده مربوطه
فِکرایِ تو ذِهنَم .... اَز هَندزفریم پیچیده تَرهههههه😭💔😑
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
می گفت : همه چی رو نگو...هر چی بگی ،بیرون میاد میره تو هوا تا یه روزی یه جا سبز شه! چیزی که نمی دونی رو نگو چیزی که نمی خوای بشه رو نگو...چیزی که خوش نیست رو نگو...چیزی که میشه بدبختی کسی رو نگو... حرف های خوب بزن، بذار بیان یه جا بشینن سبز بشن💚
می گفت : همه چی رو نگو...هر چی بگی ،بیرون میاد میره تو هوا تا یه روزی یه جا سبز شه! چیزی که نمی دونی رو نگو چیزی که نمی خوای بشه رو نگو...چیزی که خوش نیست رو نگو...چیزی که میشه بدبختی کسی رو نگو... حرف های خوب بزن، بذار بیان یه جا بشینن سبز بشن💚