2777
2789
عنوان

تلفظ موکا در کافه

| مشاهده متن کامل بحث + 668 بازدید | 34 پست

واای من اولین و اخرین قهوه شد اسپراسو

یعنی گوه بود گووه 

حالا منظورم این نیست ک گزه گوهو بده چون نمیدونم گوه چه مزه ایه 

شدت گند و حال بهم زن بودنشو میگم

خیلییییییییی تلخ بود 

ی قلوپ خوردم همونو تف کرد توو فنجونش


کائنات در جهت خوشبختی من پیش میره آمین🤍💫                          💚  ۱۴۰۴/۴/۴ 💚       

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

واای من اولین و اخرین قهوه شد اسپراسویعنی گوه بود گووه حالا منظورم این نیست ک گزه گوهو بده چون نمیدو ...

این چه توصیفیه

خب قهوه نخورین وقتی جنبه تلخیشو ندارین 

همین قهوه ای که با این لفظ ازش نام میبرین مورد علاقه خیلی هاس

خدایا:عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار...... علی شریعتی 
واای من اولین و اخرین قهوه شد اسپراسویعنی گوه بود گووه حالا منظورم این نیست ک گزه گوهو بده چون نمیدو ...

و منی که اگه هر صبح اسپرسو نخوردم نمیتونم به زندگی ادامه بدم😂

زنانی که پای دویدنشان را بریده اید ،دخترانی به دنیا می آوردند که بال پرواز دارند...

واای من اولین و اخرین قهوه شد اسپراسویعنی گوه بود گووه حالا منظورم این نیست ک گزه گوهو بده چون نمیدو ...

کجا تربیت شدی که راجع به چیزی که ادما میخورن اینطور حرف میزنی اسپریو یه سبک تهیه و فرهنگ پشتشه نمیتونی نخور 

بعضیا انگار تو عمرشون قهوه ندیدن

Enfj.ملی گرا.حامی محیط زیست،حیات وحش و حقوق بشر🌱🐋                                                                      
دوس ندارم بین موکا و کاپوچینو موندم

موکا شکلات داغ با قهوه است

کاپوچینو شیر و قهوه اسپرسو است

کاپوچینو یک نامه تلخ تره 

موکا کاکائو یی و خوشمزه تره

 احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند  استالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی می‌افتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانه‌های گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود می‌کشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب می‌کرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده می‌کنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید  احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز