2777
2789
عنوان

آشفته حالی

89 بازدید | 1 پست
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم
از تو دارم
این غرور عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشم سیه مو
از تو دارم
از تو دارم
این تو بودی کز ازل خواندی به من درس وفا را
این تو بودی کآشنا کردی به عشق این مبتلا را
من که این حاشا نکردم از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته
این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو از تو دارم از تو دارم
من خود آتشی که مرا را داده رنگ فنا میشناسم
من خود شیوه نگه چشم مست تو را میشناسم
دیگر ای برگشته مژگان
از نگاهم رو مگردان
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من سودای من
از نور بی پایان تو رونق گرفته
این همه آشفته حالی
این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم
از تو دارم

مسیح فرمود:حقیقتی که در تاریکی از گفتن آن ترس داشتید روزی در روشنایی شنیده خواهد شدوایمانی را که در خلوت خانه ها آموختید روزی بر پشت بامها فریاد خواهند زد

دستت را که میگیرم

می دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !

میدانم ماندنی تراز نگاه تو چشمی نیست

برای خنـده هایم می خندی

برای گریه هایم شانه می شوی !

می دانم برای راست گفتن مستی نمی خواهی

پس همیشه درقلبم میمانی عزیزترینم.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز