دم صبح به مدت طولانی سگم رو به دیوار خالی داشت غرش میکرد حالت دفاعی گرفته بود بیشتر از پنج دقیقه همینطوری خیره شده بود به دیوار تا آخرسر رفت سمت دیوار همه جارو بو کرد حتی پشت رادیاتور میگشت ،سگم وقتی اینطوری میکنه که یه فرد مهاجم نزدیکش بشه و بعدش برای اطمینان از اینکه آن فرد دیگه نیست میره اون ناحیه رو میگرده ،پرام ریخته بود آنقدر طول کشید این ماجرا من حتی فیلم گرفتم از این حالت (اینجا نمیتونم بزارم چون خونم حکم شناسناممو داره قابل شناسایی هست)،در ضمن متوجه شدم اینجا یکی خودکشی کرده قبلا بیشتر ترسیدم
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت
تاپیک قبلیم رو بخون همه کس به طور عجیبی مریض میشدیم اوایل تند تند الان دوماه فقط عطسه میکنیم اونم زیاد و تند تند به مدت دوماه یکی گفت کبوتر میاد تو بالکن منم اولش فکر کردم شاید به اون حساسیت داریم بعد با خودم گفتم خب من انواع اقسام پرنده هارو داشتم هیچ وقت اینطوری نشدیم چرا
پشت خونم دم تراس بخاطر ساخت تو در تو خیلی کبوتر لونه کرده من اول فکر کردم به او حساسیت دارم ولی خب من خیلی پرنده داشتم ربطی به پرنده های پشت خونه نداره،فکردنکنم اصلا ربطی به موضوع داشته باشه