من خودم ازدواج کردم سر خونه زندگیمم دیشب عصر رفتم به مامانم سربزنم فهمیدم از صبح فهمیده بمیرم براش اصلا به منم نمیگفت زنگ زده به بابام بعدش بابام گوشیو قطع نکرده شنیده که داشته واسه همکارش از رابطشون میگفت بعدش زنگ زده مامانم گفته شوخی میکرده ولی مامانم میگه با اب و تاب تعریف میکرده و مطمئنه که راسته منم دیگه صبح اومدم سرکار به مامانم گفتم کاری نکن تا برگردم حالا نمیدپنم چیکار کنم زنرو میشناسم از مشتری های بابامه چیکار کنم با پلیس برم دم خونش؟