آبجی
جوری دارم درد میکشم خدا می دونه
حتی گاهی میگم نکنه زبونم لال طوریم شه
نمیتونم خم شم. امروز بعد کلاس موقع زنگ تفریح رفتم استراحت کنم یه کلاس خالی بود. درش سفت بود یه ذره زور دادم بار شه جوری درد کشیدم که خدا میدونه الانم دارم میکشم
اصلا کوچکترین بار سنگینی نمیتونم بردارم حتی گاهی یه قوری
همه راههای درمان د رفتم... خستم
راه درمانم کربلاست.اونجا یا شفاعتم میکنه امام حسین یا همونجا میمیرم