بچه ها من تازه دانشجو شدم. سه سال تمام درس خوندم، نه خرید، نه بیرون هیچی.
گوشیمم برای چهار سال پیشه. بابام هم همیشه به من وعده وعید میداد که اگه قبول شم برام ماشین میگیره و اینا. البته من همیشه میگفتم لازم نیست همچین چیزایی. من واسه خودم دارم میخونم. به هر حال، شد و من رفتم دانشگاه.
یه لپ تاپ میخواستم برای یک سال صبر کردم، که نشد بگیریم دیگه.
الان میگم یه گوشی بگیرم حداقل، کارامو با همون انجام بدم. یک هفته اس دارم میگم به بابام، من عادت دارم به اخلاقش، تا یک چیزی رو صدبار نگی انجام نمیده. اگه هم میدونستم پول دستش نیست نمیگفتم اصلا.
ولی مامانم ناراحت شده بود امروز. من که به روی خودم نیاوردم گفتم عادیه من ناراحت نیستمو اینا.
ولی واقعا حالم بده. بابامم زنگ زده سفارش داده ولی اصلا اصلا دلم نمیخواد اون گوشی رو دستم بگیرم.
کاشکی از اولش هیچی نمیگفتم. احساس میکنم خیلی بچگونه رفتار کردم. ببخشید زیاد شد. با هیچکس نمیتونستم حرف بزنم اینجا نوشتم.